تقدیم به توکه نمی دانم در خاطرت می مانم یا برایت خاطره میشوم!!
![]() |
![]() |
![]() |
1386/12/20
نویسنده: سیمین
نویسنده: سیمین
خانه خالیست از عطر حضوره تو
خانه خالیست از زمزمه های عشق
خانه خالیست از تو
از من...
این خانه با ما آشناس
رنج ها، آسودگی ها
غم ها ،شادی ها
درد ها، عشق ها بر خود دیده است
دیده است که چه گونه از من گذشتی و مرا شکستی
تا به حال به آن لحظه فکر کرده بودی؟
زمانی که مرا با تمام وجود پس زدی و رفتی
رفتی به سوی او که طنین عشقش سراسر وجود تو را چون گزندی ناخوشایند فرا گرفته بود
رفتی و مرا تک وتنها با یک خانه ی پر از خاطره تنها گذاشتی
کاش من جای آن خانه بودم
کاش....
کاش من جای آن خانه بودم تا دگر خالی باشم از همه چیز
خالی مثل تنگ خا لی ماهی ها
کاش...
6 نظر


